Welcome to انجمن رمان نویسان

Register now to gain access to all of our features. Once registered and logged in, you will be able to contribute to this site by submitting your own content or replying to existing content. You'll be able to customize your profile, receive reputation points as a reward for submitting content, while also communicating with other members via your own private inbox, plus much more! This message will be removed once you have signed in.

  • اطلاعیه ها

    • محمد مهدی داودآبادی

      اپلیکیشن کلبه رمانها در کافه بازار   ۱۷/۰۳/۰۳

      سلام و عرض خسته نباشید خدمت کاربران دینادانلود اپلیکیشن وبسایت یا همان کلبه رمانها بعد از تلاش های بسیاری در کافه بازار قرار گرفت. از دوستان تقاضا می شود برنامه را از طریق کافه بازار نصب کنند و با امتیاز پنج ستاره از ما حمایت کنند (برای نسخه های بعدی) لینک در کافه بازار : https://cafebazaar.ir/app/com.kolberomanha.apk/ با تشکر

تمامی فعالیت ها

این جریان به طور خودکار بروز می شود   

  1. دیروز
  2. هفته گذشته
  3. ساکمو برداشتم و از اتاقم اومدم بیرون!مهراد مظلومانه رومبل نشسته بود و ازچهرش مشخص بود جلوی خم شدن مامان پری واسه پذیرایی حسابی معذبه بلند شد و سینی چای رو ازش گرفت:زحمت کشیدی مادرجان بشینید خواهش میکنم؟ مامان پری مصرانه سینی رو نگه داشته بود و درحالی که ابروشو بالا انداخته بود:نه مادر بشین شما.شما مهمون منی من نمیتونم پذیرایی نکنم مهراد سرشو تکون داد:نه خواهش میکنم شما برمایید!ترانه هست مامان پری سینی رو ول نمیکرد:بفرما شما بفرما خواهش میکنم مهراد تسلیم رو مبل نشست و سریع ی استکان چای و ظرف میوشو برداشت تا مامان پری زیاد خم نمونه!وقتی مطمئن شد مامان پری نگاش نمیکنه واسه من چش غره رفت!منم با نیش باز اومدم کنارش نشستم و یه استکان چای از تو سینی ای ک مامان پری رو میز گذاشته بود برداشتم:مامان جونم سفر خوش گذشت؟ مامان پری سفره ی دلشو برامون باز کرد:هی مادر...مگه میشه بری امام رضا و خوش نگذره!قربون صحن طلاش برم.. قطره ی اشکشو با گوشه ی روسری سفید و گلگلیش گرفت:جات خیلی خالی بود مادر.امسال دل سیر زیارت کردم.داربست زده بودن به صف میرفتیم زیارت میکردیم.ن کسی هل میداد ن کسی میافتاد..خیلی خوب بود مادر.جات خیلی خالی بود خندیدمو فنجون خالیمو رو سینی گذاشتم:مامانی امسال اولین سفری بوده که بدون من رفتی.سعی میکردی خیلی بهت خوش بگذره! مامان پری غر زد:مادر این چه حرفیه فدات شم؟اللن اقا مهراد فک میکنه مگه چیکار میکردی باهام!اتفاقا خیلی اذیت شدم.با زنداییت رودروایستی دارم.اونم ک ماشالله انقد حواسش جعم خودشو بچه های شیطونش بود که... -الهی فدات شم مامانی جونم پس بهت سخت گذشته؟ -اره مادر...خب اقا مهراد.شما خوبی خانواده خوبن؟ مهراد لبخند غمگینی زد:ممنون خوبم.. از رنگ نگاهش فهمیدم هنوز تو فاز غمه.سرمو چرخوندم طرف مامان پری سعی کردم حواسشو از مهراد پرت کنم.دستمو گذاشتم رو دست مهراد ک سعی داشت سوییچ ماشینشو خم کنه و به ارامش دعوتش کردم:مامان پری جونم ما باید بریم... ****مهراد**** لمس گرمی دستاش رو دستای سردم حس عجیبی بهم داد.نگام رودستش مونده بود.کف دستش رو دستم بود و دستمو فشار میداد.دستمو چرخوندم و تو دستش قفل کردم.انگار احساساتم باهم قاطی شده بودن.این حس خیلی عجیب بود.دستش شده بود بخاری و تمام تنم گرماشو جذب میکرد جوری که میترسیدم نکنه گرمای تنش تموم شه و خودش یخ کنه!دلم نمیخواست ازم جداشه!!میخواستم تا وقتی هست دستش تو دستم بمونه..یه دفعه بلند شد و دستش از دستم سرخورد و دور کیفش پیچید!!منم همپاش بلند شدم.نگام بعد اتمام حرفش سمت مادربزرگش چرخید!داشتن باهم کلنجار میرفتن واسه شام!به هر ترفندی بود راضی شد تا ما بریم!بعد یه خداحافظی و بدرغه ی گرم سوار ماشین شدیم و ازاون محله اومدیم بیرون!از گوشه ی چشم بهش نگاه کردم.یه لبخند ملیح رو لبش بود و خیابونو انالیز میکردضبط ماشین رو روشن کردم و اهنگ مورد علاقمو پلی کردم.نگامو دوختم به خیابون و منتظر واکنشش موندم!(اهنگ اکو از جیسون والکر)یه دفعه قاطی کردو با کیفش کوبید تو سرم:واسه چی خارجی گذاشتی؟؟ -مگه نمیتونی بفهمی؟ -چرا ولی قاطی میکنم خو. -پس روان شناسی نخوندی؟؟؟ -چرا خوندم ولی حوصله ی چسناله ی مردمو نداشتم!واسه همین رفتم نظام -گیریم نظام...تو نباید زبانت خوب باشه که تو همچین ماموریتای جاسوسی گیر نکنی؟؟؟ -من زبانم عالیه مهراد -پس چرا با همچین اهنگ قشنگی قاطی میکنی؟ یه دفعه جوش اورد و با کیفش شروع کرد تو سرم زدن!!منم یه دستم سپر بود و یه دستم به فرمون که به فنا نریم:ترانه رانندگی میکنم! -بدرک بی ادب -خب کم میاری تقصیر منه؟ -چییی؟؟؟ ول کن زدن من نشد زدم کنار و چرخیدم طرفش تا از خودم دفاع کنم کیفو گرفتم دیدم داره ریز ریز میخنده دختره ی موزی؟؟؟کیفو گذاشتم رو پام و به خنده هاش خیره شدم:داری میخندی؟ میون خنده یه چیزایی سر هم میکرد:الحق کتک خورت ملسه ادم شاد میشه!! لبخند زدم و باز راه افتادم..هرجایی که به ذهنمون خطور میکرد رفتیم..بستنی خوردیم و خوش گذروندیم.ساعت یک شب بود که اومدیم خونه.سوییچو انداختم رو اپن و رو کردم سمت سرویسی که ته راهرو بود:من میرم ی دوش بگیرم!! ترانه هم دنبالم اومد:باشه منم میرم بخوابم فردا بیدار نخوام شد!! درحالی ک دکمه های بلوزمو باز میکردم:فردا جمعست ترانه لبخند گشادی رولبش نشست:وای چ عالی! و در اتاقو بهم کوبید الحق این دختر خله!!صدامو بلند کردم:ترانه هستی فردا بریم کوه؟ یه دفعه پرید تو راهرو:چی؟؟
  4. (به نام خدا) ((اتقالى لعنتى)) ادامه قسمت :(٠٢) محمدرضا: مانتوكوتاه تا بالاى باسن اخه اين چه وضعى اينا اين طورى ميان بيرون بعدهم مى گن چرا پليس منو ميگيره بخدا اگه من پليس بودم خودم همشونو ميبردم زندان تا درس ادبى بشه واسه ديگران. شلوار رارو كه ديگه نگو همشون چسبون و كوتاه اين شلوارك بنظر من اگه شلوارك بپو شن لا عقل ابروشون ديگه نميره. كفشاى ١٠سانتى مى پوشن تا حده اقلا قدشون ١٦٠سانتى متر بشه كه يكى يدفه نگه بهشون كه قدشون كوتاهه. حالا اين ها خوبه همچين وقتى مى خوان صبت كنن صدا شون و نازك مى كنن كه اگه كسى ندونه فكر مى كنه اين ها بچن تازه صورتشون رو كه نگم بهتره چشم ها گشاد شده. بينى عملى. مژه مصنوعى. ابرو تاتو شده اين شيطون. گونه ها اندازه هندونه از بس بهشون ژل زدن. پوستا بر نزه اندازه نارگين. لبا گنده وزايه انگار دوتا هندونه رو هم بذارن بعد وقتى حرفم مى زنن لباشون و قلوه اى مى كنن كه ادم نگرانشون مى شه كى يدفه نپوكن همه جارو پر كنن. طرزمانتو پوشيدنشون هم جالبه يقه رو باز كردن تا ناف و زير مانتو هم هيچى نپوشيدن بعدم وقتى خم مى شن همه جو نشون پيداس. اه پس چرا صاحب الزمان ظهور نمى كنه ديگه ادم ها بتر از اين كه اين طورى لباس مى پوشن. اه فقط اين ها مى خوان بگن ماخيلى خوشگليم و همه پسرا از خجالت كه ما اين قدر خوشگليم اب مى شن. خوب كسى نيست بهشون بگو اخه چِنْدِشا اگه تو اين طورى برى بقله ى سنگ خوب سنگ بيچاره هم از خجالت اب مى شه كه چرا اين طورى بيرون اومده.بعضي هام تو مطبشون از اين اتفاقا ميوفته بنظر من كه خود دكترام كرم دارن اگه اين طورى نبود پس چرا تاحالا براى من اتفاق نيوفتاده ولى اگر هم بيوفته من أهميتى به كاراشون نمى دماما خدارو شكر تاحالا برامن از اين اتفاقا نيفتاده.اخه من بجز اين كارتورشته چشم پزشكى هم سر رشته دارم والان فوقه تَخَصُصُ قَرنيم و يه مطب براى خودم راه انداختم.(پير نيستمابه جون مش قربون همش٢٥سالمه وتونستم اين تحصيلاتم و جهشى انجام بدم). مى بينين دارم براتون چيز تعريف مى كنم فكر نكنيد كه وقت استراحته و كسى پيشم نيست نه الان وسط مصاحبم يكى از اون مورد هايى كه گفتم جلومه براى همين به حرفش گوش نميدم چون مى دونم اگه اين رو استخدام كنم يه روزه اين جارو به گند مى كشه و همون رو بدبخت مى كنه. اصولا از ١٠نفرى كه ميان ٩ نفر شون همين طورين پس من خيلى وقته أضافه دارم(اين قسمت اصلا براى بى احترامى به مردم نيست واگر هم باعث ناراحتى قِشرى شد ما واقعا مُتاسفيم). خوب خدارو شكر يه نفره ديگه مونده كه همون منيتا منشس مى خوام ببينم اين چه طوريه.درزده شد. براى اين كه نشون بدم من منتظرش نبودم سرم رو لاى برگه ها بردم و خودم رو مشغول كردم. يك صداى اشنايى گفت: منيتا:سلام...من براى مصاحبه امدم ...مى تونم بيام تو؟... سرم رو بلند كردم تا ببينم اين صداى اشنا مال كيه. وقتى سرم رو بلند كردم از تعجب سيخ شدم. تا من و ديد سريع سرش رو پايين انداخت گفت: منيتا:ببخشيد ...انگار من اشتباه امدم...
  5. جدیدا
  6. سلام روز خوش بنده نویسنده هستم رمانهای زیادی نوشتم چطور میتونم واستون ارسال کنم؟؟؟داخل پی دی اف هست وورد هم هست

  7. !داشتن باهم کلنجار میرفتن واسه شام!به هر ترفندی بود راضی شد تا ما بریم!بعد یه خداحافظی و بدرغه ی گرم سوار ماشین شدیم و ازاون محله اومدیم بیرون!از گوشه ی چشم بهش نگاه کردم.یه لبخند ملیح رو لبش بود و خیابونو انالیز میکردضبط ماشین رو روشن کردم و اهنگ مورد علاقمو پلی کردم.نگامو دوختم به خیابون و منتظر واکنشش موندم!(اهنگ اکو از جیسون والکر)یه دفعه قاطی کردو با کیفش کوبید تو سرم:واسه چی خارجی گذاشتی؟؟ -مگه نمیتونی بفهمی؟ -چرا ولی قاطی میکنم خو. -پس روان شناسی نخوندی؟؟؟ -چرا خوندم ولی حوصله ی چسناله ی مردمو نداشتم!واسه همین رفتم نظام -گیریم نظام...تو نباید زبانت خوب باشه که تو همچین ماموریتای جاسوسی گیر نکنی؟؟؟ -من زبانم عالیه مهراد -پس چرا با همچین اهنگ قشنگی قاطی میکنی؟ یه دفعه جوش اورد و با کیفش شروع کرد تو سرم زدن!!منم یه دستم سپر بود و یه دستم به فرمون که به فنا نریم:ترانه رانندگی میکنم! -بدرک بی ادب -خب کم میاری تقصیر منه؟ -چییی؟؟؟ ول کن زدن من نشد زدم کنار و چرخیدم طرفش تا از خودم دفاع کنم کیفو گرفتم دیدم داره ریز ریز میخنده دختره ی موزی؟؟؟کیفو گذاشتم رو پام و به خنده هاش خیره شدم:داری میخندی؟ میون خنده یه چیزایی سر هم میکرد:الحق کتک خورت ملسه ادم شاد میشه!! لبخند زدم و باز راه افتادم..هرجایی که به ذهنمون خطور میکرد رفتیم..بستنی خوردیم و خوش گذروندیم.ساعت یک شب بود که اومدیم خونه.سوییچو انداختم رو اپن و رو کردم سمت سرویسی که ته راهرو بود:من میرم ی دوش بگیرم!! ترانه هم دنبالم اومد:باشه منم میرم بخوابم فردا بیدار نخوام شد!! درحالی ک دکمه های بلوزمو باز میکردم:فردا جمعست ترانه لبخند گشادی رولبش نشست:وای چ عالی! و در اتاقو بهم کوبید الحق این دختر خله!!صدامو بلند کردم:ترانه هستی فردا بریم کوه؟ یه دفعه پرید تو راهرو:چی؟؟ چرخیدم طرفش:کوه؟بریم؟ نگاش میخ من شد خیلی عادی به جلوی سینم نگاه کردم.هیکل انچنانی ای نداشتم ولی خب دیگه دکمه هام باز بود و عضله هام تو چشم!سرمو گرفتم بالا:مشکلی پیش اومده؟ سرشو گیج تکون داد و لبخند زد:نه؟نه فقط تنها میریم کوه؟ -اره دیگه دوتایی -هستم!! -باشه پس شش حرکته!حالام برو بخواب سریع رفت تو اتاقشو درو بهم کوبید!خونسرد رفتم طرف سرویس تا قبل خواب یه دوش بگیرم! ********** با شنیدن صداش درجا پریدم بیرون.نگام میخ بدنش موند.غضلات برجستش تو نور کم راهرو برق میزد لامصب!!!یه هیکل فوربک و برنزه البته خیلی خیلی کم بیشتر گندمی .زنجیر سفیدی که دورگردنش بود به هیکلش ای نما میداد:مشکلی پیش اومده؟ اب دهنمو غورت دادم و خودمو جم کردم.سرمو تند به طرفین تکون دادم و لبخند زدم.نه!فقط تنها میریم کوه؟ -اره دیگه دوتایی!! -هستم! -باشه پس شش حرکته حالام برو بخواب! پریدم تو اتاق و درو بستم قفل کردم و بهش تکیه دادم!عجب بدن کیفور کننده ای داره؟با اینکه سیکس نیست ولی خیلی خفنه!موهامو فرستادم عقب و شالو از سرم کشیدم!واهاهای!نفسمو فوت کردم بیرون و مانتو و شلورامو دراوردم و انداختم یه کناری!شلوار و بلیز خوابمو پوشیدم و موهامو بافتم.درحال کش زدن بودم که باز اون صحنه تداعی شد!عجب چیزیه خبر نداریم.موزی اب زیر کاه!!خودمو پرت کردم رو تخت و رفتم زیر روتختی!ب امروز فکر کردم..به مهراد..به خندهاش..ب عصبانیتش!!ینی میشه من این بشرو تور کنم؟خدایا اگه بشه گلستونه وای!!بدش من جون هرکی دوس داری!!با ارزوهای چرت وپرت به خواب رفتم... با کوبش در از جا پریدم و داد زدم:هاااا قلبم بشدت میکوبید:پاشو دختر هفت شد!!مگه نمیخوای بریم کوه؟؟ موهامو از تو صورتم کنار زدم و چشوچالو مالوندم.یه کشش به دستام و کمرم دادم و از جام پاشدم!اولین کار سرویس بود و تا اب بهم نرسه من از خواب نمیپرم!صدای داد کهراد میومد:بجنب ترانه! اه چقدر سمجه بدبخت زنش!دهنمو شستم و از سرویس اومدم بیرون موهامو شونه نکرده محکم بستم و رفتم سر کمد لباسام.
  8. اشکان خندش گرفته بود و زير لب گفت: _ميگم خوش به حال پريا چه تولدي براش گرفتن ها خندم گرفت به اشکان گفتم: _آره والا،چه تولدي من عقده ای شدم اينطور تولد واسم بگيرن _غلط کردي توام همسن خواهرت بودی برات گرفتن بعد هم کم سن و سال نيستي خرس گنده شدي _فکر ميکني خبرايي هست که اينطوري واسه پريا تولد گرفتن؟ اشکان سرش رو تکون داد گفت: _شک نکن صد درصد يه خبرايی هست ! با تعجب به اشکان گفتم: _نميدونم چه نقش شومي واسه من دارن،من حق ندارم واسه زندگي خودم زن خودم انتخاب کنم؟ از اون سمت مامان با دست اشاره کرد کنارش شراره وايستاده بود گفت: _بيا اينجا پسرم به سمت شراره و مامانم رفتم با خودم داشتم حرف ميزدم که بله اينجا هم مامانم من برام نقشه کشيده خدا به دادم برسه! از شراره هم خيلي هم ازش خوشم مياد حرف آخرم هم بهش زدم بازم مامانم ميخواد شراره رو به ما بچسبونه آخه این چه زندگیه که من دارم . . . مامان و شراره همین طور که وايستاده بودند مامانم گفت: _پسرم اينم از شراره بعد شراره دوباره منو نگاه کرد و دست شراره رو ول کرد گفتم: _جان مامان؟! اي خدا مامان منم ديگه شورشو درآورده،توي هرمهموني که ميشه حرف شراره رو ميزنه که هر طورشده شراره رو قالب من کنه تا به قول خودش کار خوبي کرده و دل منم راضي کرده.
  9. به سمت شرکت رفتم و خيالم راحت شد که کادو تولد پريا رو خريدم تو راه به اشکان پيام دادم: _امروز هرطورشده زود کارهامونو بکنیم که زود بريم بعد از چند دقیقه اشکان برام نوشت: _باشه داداش هرچی تو بگی کارهاي شرکت دقيقا ساعت شش تموم شد، من و اشکان با ماشين هامون و به سمت خونه راه افتاديم زود به خونه رسیدیم ماشين هامونو رو تو پارکينگ گذاشتیم،من هم تا مهمون ها نيومده بودن يه دوش گرفتم و بالاخره ساعت هفت و نيم مهمون ها اومدند. من با اشکان تو اتاق رفتيم تا آماده شيم،اشکان تمام لباس هاشو تو ماشين آورده بود و خودشو راحت کرده بود و موهامو سشوار کشيدم و تند تند لباس هاي مهموني مو پوشيدم و عطر مو زدم که اشکان برام چشمک زد گفت: _واي داداش به به چه تيپي زدي ها _مسخره ميکني؟ _نه به خدا من که دلم رفت چه برسه دخترای فامیل هاتون ! _مرض ديگه روتو زياد نکن اشکان حسود تا دید من موهامو بالا دادم اونم مثل من موهاشو بالا داد و عطرشو زد با خنده گفتم: _عجب بببين خودشو چيکار کرده همه رو ديونه کرده _خیلی مسخره ای ! -مسخره خودتي تو خيلي خوشتيپ شدي ها از خنده غش کردم با اشکان به سمت پذيرايي رفتیم به اشکان رو کردم گفتم: _اوه ببين همه اومدن فقط ما کم بوديم
  10. _اي قربون برم مامان عمه دوباره بهم‌ طعنه زد گفت: _امروز ما رو ديدي يادت نره ها _عمه من رو شرمنده نکن داشتم حرف مفت ميزدم بعد به سمت اتاقم رفتم تا حاضرشم ترجيح دادم واسه اينکه دير ميام تمام لباس هامو آماده کردم يه پيراهن سرمه اي با شلوار لي آماده کردم و در کنار تختم گذاشتم و از اهالی خانه خداحافظي کردم و سوار ماشینم شدم تو راه شر کت به فکر کادو تولد براي پریا بودم به فکر افتادم که يه گوشواره طلا براش بخرم نزديکاي شرکت يکی از دوستام طلافروشي داشت به سمت مغازه اش رفتم ماشین رو پاک کردم وارد طلافروشی شدم با محسن دست دادم گفت: _سلام پرهام _سلام محسن چطوری؟ _نوکرتم _چیشد راه گم کردی؟ _ميخوام براي خواهرم گوشواره بخرم _به چه مناسبت؟! _تولدشه _مبارکش باشه _مرسی داداش يه گوشواره گل طلا که چشمم گرفته بود براش خريدم خيلي خوشم اومدش ولي خداکنه پریاهم از کادوش خوشش بیاد و پول گوشواره رو دادم به محسن گفتم: _دستت درد نکنه،کاری با من نداری؟ _بازم اين ورا سر بزن،شمارمو که داري بهم زنگ بزن _چاکرتم داداش،خدانگهدار
  11. بعد از حرف اشکان بلند خندیدم گفتم: _اشکان راستی؟ _جانم _مامانم ميخواد فردا واسه پریا تولد بگيره تو رو هم دعوت کرده مياي ديگه؟ _تشکرکن بگو حتما میام _ فردا میبینمت من پس برم بخوابم _باشه خداحافظ گوشي رو قطع کردم و يه باره روي تخت دراز کشيدم که يهو ياد اون پسره الدنگ افتادم و دوباره عصبي شدم.يه پسري با چشم مشکي و پوست سفيد و موهاي قهوه اي روشن مي زد از همه مهم تر که ماشينش بود که مرسدس بنز بود چيزي که هر دختري آرزو داره ولي چرا پرستو ردش کرده و خوشش نميادش که توهمين قضيه فکر ميکردم که خوابم بردش. **** صبح از خواب بیدار شدم از بيرون صداهایی ميومدش که از زور سر و صدا چشمام رو باز کردم واز روي تخت بلند شدم ببينم چه خبره؟ تا وارد پذيرايي شدم واي خدا چه خبره ببين واسه خواهرمون چه کاراهایي دارن میکنن. مامان و عمه توي آشپزخونه مشغول بودند و بابا هم داشت بادکنک باد مي کرد و وسايل هاي تزئینی رو به ديوار وصل مي کرد و با صداي بلند گفتم: _سلام صبح بخير مامان صبحونه مو رو میز آشپزخونه آماده کرده بود مشغول خوردن صبحونه بودم که عمه با کنایه گفت: _راهت خورد طرف ماهم سر بزن _به خدا درگير کارم وگرنه حتما بهتون سر میزنم از اون طرف بابا داد زد گفت: _به جاي اين حرف ها بيا کمک کن چيزي ازت کم نميشه ها مامان به بابا رو کرد گفت: _چي چي رو بياد پسرم کمک کنه،پسرم خودش شرکت کار داره
  12. من حسابي گرسنم شده بود جوري که روده کوچيکه روده بزرگه رو مي خورد خداروشکر که زود به رستوران رسيديم و کنار رستوران وایستادم و به اشکان گفتم: _من برم ماشین رو پارک کنم ميام از ماشین پیاده شدم تا ماشين رو پارک کردم به سمت رستوران رفتم و بعد از اینکه شام مونو خوردیم با ماشین یه کم دور دور کردیم بعد من اشکان رو رسوندم نزدیک های شرکت که با ماشین خودش برگرده وقتی تو راه خونه بودم ناخودآگاه ياد اتفاق های امروز از ذهنم رد شد و از اتفاق های امروز خیلی خوشحال بودم. زود خونه رسیدم خیلی خسته شده بودم لباس هامو عوض کردم و روی تخت دراز کشیدم که همون لحظه پريا با مامان وارد اتاق شدند که مامان گفت: _پسرم شام خوردی؟ _ آره مامان، با اشکان شام بيرون خورديم _ به به پسرم نوش جونت _راستي فردا تولد پریاس به اشکان بگو بیاد _ایول مامان بهش میگم بیادش اونم که از خداشه پريا روي تختم نشست و بهم گفت: _یادت نره برای من کادو تولد بخری؟ _خواهرکوچولو چشم اونم ميخرم اخم هاش توهم رفت با مهربوني بهش گفتم: _چرا خواهر کوچولوي من اخم هاش توهمه؟ دست به سينه وايستاد گفت: _ من...کو...چو...لو...نيس...تم دستامو به حالت تسليم بردم و گفتم: _باشه تو کوچولو نيستي _بله که کوچولو نيستم چون فردا شش سالم ميشه تا حرف هاش رو پریا زد از اتاق بیرون رفت و من از طرفي خوشحال بودم که فردا اشکان ميادش و حسابي خوش ميگذرونيم بيخيال اين فکرا بودم که روي تخت دراز کشيده بودم همين که ميخواستم بخوابم که گوشيم زنگ خورد اصلا به صفحه گوشيم نگاه نکردم ورداشتم گفتم: _الو بله؟ _مرض و بله _سلام اشکان باز چیشده زنگ زدی؟ _گفتم زنگ بزنم بهت خبر بدم که يه وقت نگرانم نشی _مگه بچه ای که نگرانت بشم؟
  13. ساکمو برداشتم و از اتاقم اومدم بیرون!مهراد مظلومانه جلوی نشسته بود و ازچهرش مشخص بود جلوی خم شدن مامان پری واسه پذیرایی حسابی معذبه بلند شد و سینی چای رو ازش گرفت:زحمت کشیدی مادرجان بشینید خواهش میکنم؟ مامان پری مصرانه سینی رو نگه داشته بود و درحالی که ابروشو بالا انداخته بود:نه مادر بشین شما.شما مهمون منی من نمیتونم پذیرایی نکنم مهراد سرشو تکون داد:نه خواهش میکنم شما برمایید!ترانه هست مامان پری سینی رو ول نمیکرد:بفرما شما بفرما خواهش میکنم مهراد تسلیم رو مبل نشست و سریع ی استکان چای و ظرف میوشو برداشت تا مامان پری زیاد خم نمونه!وقتی مطمئن شد مامان پری نگاش نمیکنه واسه من چش غره رفت!منم با نیش باز اومدم کنارش نشستم و یه استکان چای از تو سینی ای ک مامان پری رو میز گذاشته بود برداشتم:مامان جونم سفر خوش گذشت؟ مامان پری سفره ی دلشو برامون باز کرد:هی مادر...مگه میشه بری امام رضا و خوش نگذره!قربون صحن طلاش برم.. قطره ی اشکشو با گوشه ی روسری سفید و گلگلیش گرفت:جات خیلی خالی بود مادر.امسال دل سیر زیارت کردم.داربست زده بودن به صف میرفتیم زیارت میکردیم.ن کسی هل میداد ن کسی میافتاد..خیلی خوب بود مادر.جات خیلی خالی بود خندیدمو فنجون خالیمو رو سینی گذاشتم:مامانی امسال اولین سفری بوده که بدون من رفتی.سعی میکردی خیلی بهت خوش بگذره! مامان پری غر زد:مادر این چه حرفیه فدات شم؟اللن اقا مهراد فک میکنه مگه چیکار میکردی باهام!اتفاقا خیلی اذیت شدم.با زنداییت رودروایستی دارم.اونم ک ماشالله انقد حواسش جعم خودشو بچه های شیطونش بود که... -الهی فدات شم مامانی جونم پس بهت سخت گذشته؟ -اره مادر...خب اقا مهراد.شما خوبی خانواده خوبن؟ مهراد لبخند غمگینی زد:ممنون خوبم.. از رنگ نگاهش فهمیدم هنوز تو فاز غمه.سرمو چرخوندم طرف مامان پری سعی کردم حواسشو از مهراد پرت کنم.دستمو گذاشتم رو دست مهراد ک سعی داشت سوییچ ماشینشو خم کنه و به ارامش دعوتش کردم:مامان پری جونم ما باید بریم... ****مهراد**** لمس گرمی دستاش رو دستای سردم حس عجیبی بهم داد.نگام رودستش مونده بود.کف دستش رو دستم بود و دستمو فشار میداد.دستمو چرخوندم و تو دستش قفل کردم.انگار احساساتم باهم قاطی شده بودن.این حس خیلی عجیب بود.دستش شده بود بخاری و تمام تنم گرماشو جذب میکرد جوری که میترسیدم نکنه گرمای تنش تموم شه و خودش یخ کنه!دلم نمیخواست ازم جداشه!!میخواستم تا وقتی هست دستش تو دستم بمونه..یه دفعه بلند شد و دستش از دستم سرخورد و دور کیفش پیچید!!منم همپاش بلند شدم.نگام بعد اتمام حرفش سمت مادربزرگش چرخید!
  14. وب‌سایت کافه ترک: خوراک هوموس بیشتر یک نوع پیش غذا است، اما به علت اینکه در تهیه اش همراه گوشت سرو شده میتواند به عنوان خوراک اصلی در نظر گرفته شود. مواد لازم: ۲ قاشق غذاخوری کره ۲ قاشق غذاخوری دانه کاج ۱ عدد پیاز ۵۰۰ گرم گوشت کله گنجشکی گاو (گوشت را به مکعبی خرد کنید) نمک فلفل سیاه مواد لازم جهت هوموس: ۵۰۰ گرم نخود ۳ حبه سیر ۱ عدد لیموی درشت (لیموی درشت عطر و طعم بی نظیری دارد) ۲ قاشق غذاخوری ارده ۲ قاشق غذاخوری روغن زیتون اصل نمک نصف قاشق چایخوری زیره ۱ قاشق چایخوری سماق جهت تزئین: روغن زیتون، پیازچه طرز تهیه: 1. کره را بدون آنکه بسوزانید در ظرف نسبتا بزرگی ذوب کنید. دانه کاج را در کره آنقدر تفت دهید تا طلایی شوند. گوشت و پیاز( پیاز را مکعبی ریز و گوشت را مکعبی درشت خرد کنید) را اضافه کنید. 2. زیر ظرف را کم کرده، درب دیگ را بگذارید. هر از چند گاهی خوراک را هم بزنید. زمان طبخ بسته به نرم شدن و پختن گوشت دارد. ۱۵ دقیقه قبل از آنکه ظرف را از روی حرارت بردارید. نمک و فلفل را اضافه کنید. 3. نخود را از یک شب قبل خیس دهید. و چند بار آبش را عوض کنید. نخود زود بو میگیرد و تغییر آب از بوی بد جلو گیری میکند. 4. روز بعد نخود را شسته و دو برابر حجمش آب ولرم افزوده روی حرارت قرار دهید تا بپزد. نخود پخته، آب لیموی تازه، ارده، روغن زیتون، نمک، سماق، پودر زیره، سیر را در غذا ساز ریخته آنقدر مخلوط کنید تا کاملا یک دست و شبیه به پوره شود. 5. ظرفی مناسب اگر سفالی با روکش آبی باشد جلوه بیشتری دارد. انتخاب کرده هوموس را در مرکز ظرف خالی کنید، با پشت قاشق اندکی پهن کرده مرکزش را کمی خالی کنید تا جا برای گوشت باز شود. در مرکز هوموس گوشت را افزوده روی گوشت روغن زیتون، پیازچه خرد شده بپاشید.
  15. وب‌سایت بانوی ایران زمین: همه جور ته چین دیده بودیم، به غیر از ته چین کباب کوبیده! اما اگر کمی تصورش کنیم، میبینیم که احتمالا غذای فوق العاده ای از آب دربیاید. بنابراین بیایید با هم آن را درست کنیم. مواد لازم: برنج 3 پیمانه گوشت (گوشت آماده برای کباب) 200 گرم ماست 2 قاشق غذاخوری روغن مایع 2 قاشق غذاخوری زعفران یک قاشق غذاخوری گلاب 1 قاشق غذاخوری هل (پودر) به میزان لازم گوجه فرنگی گوجه فرنگی به میزان لازم آب 1 چهارم پیمانه کره 50 گرم طرز تهیه: 1. برنج رو حتما به مدت 2 ساعت با آب و مقدار کمی گلاب (جدای از مواد اولیه) خیس کنید. 2. برنج رو با مقداری نمک و روغن داخل قابلمه به مرحله آبکشی برسونید و آبکش کنید. 3. 200 گرم گوشت رو برای کباب آماده کنید (با پیاز،تخم مرغ،فلفل،نمک،زردچوبه،زعفران و ... مخلوط کنید و خوب ورز بدید) 4. قالب مناسبی رو انتخاب کنید و خوب چربش کنید. 5. اول گوجه رو پوست بگیرید و حلقه ای برش بزنید و بعد اون رو ته قالب قرار بدید. 6. گوشت رو به شکل دلخواه دربیارید و روی گوجه ها بذارید. 7. حالا ماست،روغن مایع،زعفران و گلاب و مقداری پودر هل سبز رو با یک پیمانه از برنج آبکش شده مخلوط کنید و اون رو روی گوشت بریزید و با پشت قاشق کاملا صاف کنید.برنج سفید آبکش شده رو هم روی مواد بریزید و با قاشق خوب صاف کنید. 8. 1 چهارم پیمانه آب جوش رو با 50 گرم (یک قالب کوچک) کره مخلوط کنید و اون رو روی همه قسمتهای برنج بریزید. 9. روی قالب فویل بکشید و یک ساعت اون رو داخل فری که از قبل با دمای 180 درجه سانتی گراد گرم شده قرار بدید. نکات: 1) زیبا ترین قالب برای این کار قالب گل آفتابگردان هست ولی از همه نوع قالبی میتونید استفاده کنید. 2) اگر قالب ندارید از یک تابه برای تهیه این کار استفاده کنید ولی دقیقا به همین روش. 3) سعی کنید اول گوجه و گوشت رو داخل قالب بذارید و بعد برنج رو آبکش کنید چون اگر برنج آبکش شده سرد بشه برنج به خوبی دم نمیکشه. 4) اگر دوست دارید مقدار بیشتری از برنج رو به صورت ته چین زعفرانی تهیه کنید.
  16. وب سایت دکتر کرمانی: پای مرغ و سبزیجات غذایی است که باید برایش کمی ذوق و زمان به خرج دهید. نام غذا نشان می دهد که بسیار سالم است، مخصوصا اگر سعی کنید سبزیجات آن را از نوع تازه استفاده کنید. مرغ خود حاوی پروتئین است، برای درست کردن پای از آرد سبوس دار استفاده شده که علاوه بر کربوهیدرات فیبر نیز دارد. سبزیجات رنگارنگی که در این دستور پخت به کار رفته علاوه بر اینکه حاوی فیبر بالایی هستند مواد مغذی فراوانی دارند که سلامت بدن را تقویت می کند. چربی های سالم را نیز نباید فراموش کرد، چون در لیست مواد لازم روغن زیتون نیز وجود دارد. پروتئین ، چربی سالم و فیبر کمک می کنند قند خون سریع بالا نرود و در نتیجه برای مدت زمانی طولانی احساس سیری خواهید داشت. مواد لازم: 400 گرم آرد سبوس دار بعلاوه دو قاشق غذا خوری آرد به صورت جدا یک قاشق غذا خوری نمک یک قاشق چای خوری بیکینگ پودر 10 قاشق غذاخوری آب یخ دو سوم فنجان بعلاوه دو قاشق غذا خوری روغن زیتون اکسترا ویرجین 680 گرم مرغ چرخ کرده 115 گرم لوبیا سبز خرد شده ( به اندازه یک فنجان ) سه چهارم فنجان هویج خرد شده یک قاشق غذا خوری آویشن تازه خرد شده یک قاشق غذا خوری سیر خرد شده یک دوم فنجان نخود فرنگی های تازه یک و یک دوم فنجان آب مرغ بدون نمک یک قاشق غذا خوری جعفری خرد شده تازه، بعلاوه مقداری اضافی برای چاشنی سه چهارم قاشق چای خوری فلفل سیاه یک تخم مرغ بزرگ، هم زده شده یک قاشق چای خوری آب اسپری پخت ( یا مقداری روغن ) روش پخت: 1. سه و یک دوم فنجان آرد، یک و یک دوم قاشق چای خوری نمک و بیکینگ پودر را در مخلوط کن قرار دهید. سپس خوب با هم ترکیبشان کنید. 10 قاشق غذا خوری آب سرد و دو سوم فنجان روغن زیتون را با یکدیگر ترکیب کنید. 2. سپس به آرامی آن را داخل مخلوط کن و کنار ترکیب آرد انتقال دهید. آن قدر مخلوط کنید تا خمیر شکل بگیرد. خمیر را روی سطح کمی ملایم قرار دهید. به مدت یک دقیقه ورز دهید و آن را تبدیل به لایه ای با ضخامت 12 سانت کنید، یک پلاستیک رویش بکشید و اجازه دهید 30 دقیقه در یخچال بماند. 3. فر را تا دمای 400 درجه فارنهایت ( 204 درجه سانتی گراد ) گرم کنید. یک قاشق غذا خوری روغن را در یک ماهی تابه نچسب بزرگ روی حرارت متوسط رو به بالا گرم کنید. مرغ را اضافه کنید، بپزید و گاهی نیز آن را به هم بزنید. به مدت 5 دقیقه و یا تا زمانی که قسمت صورتی رنگی روی گوشت نماند، آن را بپزید. سپس مرغ و محتویات داخل ماهی تابه را داخل یک کاسه بریزید. 4. بدون اینکه ماهی تابه را پاک کنید یک قاشق روغن باقی مانده را نیز در آن گرم کنید. لوبیا سبز، هویج، آویشن و سیر را اضافه کنید و در ماهی تابه را بگذارید. پیوسته محتویات را هم بزنید و اجازه دهید به مدت 5 دقیقه یا تا زمانی که نرم شدند بپزند. 5. مرغ و محتویات کاسه را دوباره به ماهی تابه اضافه کنید، نخود فرنگی ها را هم بریزید. دو قاشق آرد باقی مانده را رویش بریزید، سپس به هم بزنید تا مواد آغشته شوند. آب مرغ را اضافه کنید و به جوش بیاورید، به مدت 3 تا 4 دقیقه یا تا زمانی که ضخیم شود. جعفری، فلفل و یک دوم باقی مانده نمک را داخل آن بریزید. 6. در یک کاسه کوچک، تخم مرغ و یک قاشق غذا خوری آب را بهم بزنید. خمیر را از یخچال بیرون بیاورید، بگذارید 5 دقیقه بماند. خمیر را به 12 بخش مساوی تقسیم کنید. همه آنها را به شکل توپی شکل دهید. هر توپ را روی سطحی که کمی آرد زده اید تبدیل به دایره ای 15 سانتی کنید. 7. با قاشق، یک سوم فنجان از میکس مرغ را داخل مرکز هر کدام از خمیرها بگذارید. با استفاده از براش آشپزی، لبه های خمیرها را تخم مرغ بزنید. سپس دایره ها را از وسط تا کنید تا به شکل نیمه ماه در بیایند. لبه ها را به یکدیگر فشار دهید تا درست بسته شوند. سپس همین کار را برای دیگر خمیرها بکنید. 8. خمیرها را که حالا پرشان کردید به مدت 22 تا 25 دقیقه، در دمای 400 درجه فارنهایت داخل فر بپزید. در پایان اگر دوست داشتید روی پای ها جعفری بریزید.
  17. وب سایت روزیاتو: این کوفته های سیب زمینی بسیار خوشمزه هستند و به دلیل داشتن مغزی مرغ درون خود، یک وعده غذای کامل نیز به شمار می روند که برای ناهار یا شام می توانید آن را تهیه و میل کنید. مواد لازم: ۸ عدد سیب زمینی متوسط، پوست کنده و خرد شده آب (برای پخت سیب زمینی ها) ۲ قاشق چایخوری پودر چیلی نمک و فلفل سیاه ۱ قاشق غذاخوری روغن گیاهی ۳ حبه سیر خرد شده ۱ پیمانه پیاز خرد شده ۱ پیمانه فلفل دلمه ای خرد شده ۶ عدد ران مرغ خرد شده ۲ قاشق چایخوری پودر چیلی ۲ قاشق چایخوری پودر زیره مخلوط پنیر مکزیکی ۳ عدد تخم مرغ ۲ پیمانه پودر سوخاری روغن سرخ کردنی سالسا طرز تهیه: 1-یک قابلمه متوسط را تا نیمه آب کنید. سیب زمینی های پوست کنده و خرد شده را درون آن بریزید. اجازه دهید سیب زمینی ها پخته شوند. آن ها را آبکشی کرده و نمک، فلفل سیاه و یک قاشق چایخوری پودر چیلی روی سیب زمینی ها ریخته و له کنید. سپس آن ها را کنار بگذارید. 2- تابه را روی حرارت ملایم قرار دهید. روغن گیاهی ریخته و پس از داغ شدن، پیاز، سیر و فلفل دلمه ای را درون روغن تفت دهید تا نرم شوند. 3-مرغ های خرد شده را اضافه کنید. روی آن ها نمک، فلفل سیاه، پودر چیلی و زیره سبز بریزید. پس از پخته شدن مرغ ها، آن ها را کنار بگذارید تا خنک شوند. 4-یک گلوله از پوره سیب زمینی را در کف دست قرار داده و پهن کنید. یک قاشق غذاخوری از مخلوط مرغ را در مرکز آن گذاشته، پنیر بریزید و سیب زمینی را قلقلی کنید. همین کار را با بقیه مواد تکرار کنید. 5- تخم مرغ را درون یک کاسه کوچک هم بزنید و کنار بگذارید. 6-پودر سوخاری را درون کاسه ریخته و کنار بگذارید. 7-کوفته های سیب زمینی را ابتدا درون تخم مرغ، سپس پودر سوخاری بلغلتانید. 8-درون یک قابلمه متوسط، روغن گیاهی را داغ کنید. سپس کوفته های شکم پر سیب زمینی را درون روغن داغ سرخ کنید تا کاملا طلایی و برشته شوند. 9-این غذا را به همراه سس سالسا سرو کنید.
  18. ماهنامه سفره ایرانی - امید شفایی: خورش آلو اسفناج از خورش های سنتی و معروف ایرانی است که هوادارانش کم نیستند. این خورش طعم بسیار لذیذی دارد و چه در میهمانی های رسمی و چه در مجالس دور همی جزو بهترین گزینه های طبخ است. میزان سرو: 4 نفر مدت زمان آماده سازی: 2 ساعت و 30 دقیقه مواد لازم: نمک: به مقدار لازم گوشت قرمز یا مرغ: نیم کیلو آلو (خورشتی یا جنگلی): 300 گرم تره: 400 گرم فلفل سیاه (پودر شده): به مقدار لازم روغن: به مقدار لازم پیاز (درشت): یک عدد اسفناج (پاک شده): 750 گرم آب: 2 پیمانه لیمو عمانی یا آب لیمو: به مقدار لازم طرز تهیه: 1. پیازها را در ظرفی مناسب نگینی و با روغن نیمه سرخ کنید و گوشت تکه شده را به آن بیفزایید و کمی تفت دهید تا رنگ گوشت تغییر کند. دو پیمانه آب را به مواد اضافه کنید. پس از به جوش آمدن و با کم کردن حرارت، اجازه دهید تا گوشت بپزد. 2. تره و اسفناج را بشویید و خرد کنید و درون تابه ای روی حرارت بگذارید تا کمی آب آن تبخیر شود. سپس مقداری روغن به آن بیفزایید و تفت دهید. 3. پس از تفت دادن، آلو و نمک و فلفل را به آن اضافه و خوب سرخ کنید و آن را به گوشت اضافه کنید و اجازه دهید خورش خوب جا بیفتد و بپزد. نیم ساعت مانده به آماده شدن خورش می توانید از لیمو عمانی یا آب لیمو به عنوان چاشنی استفاده کنید. نکته: 1. افزودن زعفران به خورش آن را خوشمزه تر می کند. 2. اگر آلو اسفناج ترش را ترجیح می دهید، از آلوچه جنگلی استفاده کنید. 3. اضافه کردن 4 تا 5 قاشق آب لیمو به همراه مقدار کمی شکر به خورش آن را خوشمزه تر می کند، همچنین به جای آب لیمو می توانید از 2 تا 3 عدد لیمو عمانی استفاده کنید.
  19. وب سایت من آشپزم: از هرچه بگذریم، از کشک بادمجان نمی توان گذشت. اگرچه مقدار روغن مصرفی در آن در مقایسه با دیگر غذاها بسیار بیشتر است، اما با این حال همچنان جزو غذای مورد علاقه عده زیادی محسوب می شود. مواد لازم: بادمجان متوسط ۴ عدد پیاز متوسط ۱ عدد سیر ۲ حبه زعفران دم کرده ۱/۲ استکان مغز گردو ۱۰۰ گرم نعنا خشک ۲ قاشق غذا خوری کشک ۵ قاشق غذا خوری طرز تهیه: 1-بادمجانها را پوست بگیرید ، برش عمودی بزنید ، بشوئید و نمك بزنید و بگذارید تا تلخی آنها گرفته شود . بعد از خشك كردن بادمجانها ، آنها را در مقداری روغن سرخ كنید و بعد از سرخ شدن ، روی حوله آشپزخانه یا دستمال كاغذی ضخیم بچینید تا روغن اضافه آنها گرفته شود . 2-پیاز را خلال خرد كنید و در مقداری روغن همراه با كمی زردچوبه سرخ كنید . وقتی پیاز طلایی شد ، سیرها را رنده كنید و به پیاز اضافه كنید ، بعد از چند دقیقه نیمی از نعناع خشك را داخل تابه بریزید و هم بزنید . 3-بادمجانها را بكوبید و داخل تابه بریزید و بعد از مخلوط كردن مواد ، ۲ لیوان آب جوش داخل تابه بریزید و درب تابه را ببنید . حرارت زیر تابه را ملایم كنید و بگذارید مخلوط به مدت ۳۰ دقیقه با حرارت ملایم و درب بسته مزه دار و مغز پخت شود . 4-مغز گردو را آسیاب كنید و بعد از ۳۰ دقیقه كه مخلوط مغز پخت شد و اصطلاحا به روغن افتاد همراه باقیمانده نعناع خشك ، به تابه اضافه كنید و خوب هم بزنید . 5-اگر آب غذا كشیده شده بود حداكثر ۱ لیوان آب جوش داخل ظرف بریزید . درب ظرف را ببنید و ۱۰ دقیقه دیگر زمان دهید تا گردو و مواد خوب مخلوط شوند . 6-بعد از ۱۰ دقیقه ۳ قاشق غذا خوری كشك را همراه زعفران دم كرده به مواد اضافه كنید و مواد را هم بزنید، درب ظرف را باز بگذارید و حرارت زیر تابه را كمی بالا ببرید تا آب اضافه كشك كشیده شود . 7-بعد از اینكه آب كشك كشیده شد ، زیر تابه را خاموش كنید ، درب تابه را ببنید و ۱۵ دقیقه اجازه دهید تا مواد روی شعله خاموش و با حرارت داخل تابه ، جابیفتند . ( دقت كنید كه حتما موقع جا افتادن غذا ، شعله زیر تابه را خاموش كنید و درب آن بسته باشد ) و بعد غذا را در ظرف مناسب بكشید و سرو كنید .
  20. وب سایت دلگرم: با اینکه خورش فسنجان یکی از غذاهای معروف است که همه با پخت آن آشنا هستند، اما با این حال هرچقدر هم از دستور تهیه این غذا برایتان بگوییم باز هم کم است. در این مطلب طرز تهیه یک خورش فسنجان خوشمزه و ملس را به شما آموزش داده ایم. مواد لازم: گردو دويست و پنجاه گرم رب انار يك و نيم قاشق غذاخورى مرغ دو تكه نمك فلفل به مقدار لازم پياز كوچك يك عدد رب گوجه فرنگى يك قاشق مرباخورى روغن (زيتون يا هسته انگور) يك قاشق چاى خورى طرز تهيه: 1-ابتدا پياز را رنده كردن با يك قاشق مربا خورى روغن داخل قابلمه مناسب كه گنجايش خورش را داشته باشد تفت ميدهيم،سپس گردو آسياب شده را اضافه كرده تفت مختصرى ميدهيم 2-و سه ليوان آب سرد اضافه كرده بعد از جوش امدن شعله را كم كرده و اجازه ميدهيم حدود سه ساعت بپزد تا خوب جا بيوفتد،سپس مرغ ها را با نصف ليوان اب و نمك و فلفل و يك عدد پياز نيم پز كرد. (هدف گرفتن كف مرغ است) 3-بعد از ان مرغ را همراه اب اندكى كه دارد به گردو در حال پخت اضافه ميكنيم،رب ها را در كمى اب مرغ حل كرده يا با اندكى روغن تفت داده به باقى مواد اضافه ميكنيم،نيم ساعت ديگر زمان ميدهيم. 4-تا خوب جا بيوفتد نمك فلفل را اندازه ميكنيم اگر مايل بودين فنسنجون شيرينى داشته باشيد شكر و كمى ابليمو را مخلوط كردن به خورش اضافه ميكنيم. (دليل حل كردن با آبليمو اين است كه رنگ خورش را عوض نميكند اگر به تنهايى شكر اضافه كنيم رنگ خورش تغيير ميكند) 5-اگر مايل هستيد به جاى مرغ از گوشت چرخ كرده استفاده كنيد گوشت رابا يك عدد پياز رنده شده و نمك و فلفل و زردچوبه مخلوط كنيد كوفته ريزهاى اماده شده را با ربها به خورش در نيم يا يك ساعت اخر پخت اضافه كنيد. نكته:ميزان ترشى و يا شيرينى اين خورش كاملا سليقه اى ميباشد.هرچقدر زمان پخت گردو طولانى تر باشد خورش خوشمزه ترى خواهيد داشت. نکات خوشمزگی فسنجان: 1-می خواهیم فوت کوزه گری یک خورشت فسنجان بسیار خوشمزه و البته خوشرنگ را بر ملا کنیم که با شیوه ای بسیار ساده وباور نکردنی امکان پذیر است پس با ما همراه باشید: 2-برای اینکه بدانید چطور می توانید یک خورشت فسنجان خوشمزه و لذیذ و البته بسیار خوشرنگ داشته باشید بهتر است به جز مواد لازمی که برای پخت یک خورشت فسنجان لازم است دو ماده ی مقوی دیگر را نیز اضافه کنید: اول: برای خوش طعم شدن آن به نسبت مقدار مغز گردوی خورشت، یک سوم هم مغز پسته ی آسیاب شده بیفزایید که با این ماده ی مغذی طعم خورشتتان لذیذ تر شود. دوم: جهت خوشرنگ تر شدن (که البته در بهبود طعم هم بی تاثیر نیست) باز هم به نسبت میزان خورشت مثلا برای چهار نفر دوعدد شکلات تمام کاکائویی را بعداز اضافه کردن رب انار در خورشت بیندازید و پس از حل شدن، خوب با مواد مخلوط کنید و بعد بگذارید خورشتتان خوب جا بیفتد با این روش شما هم طعم خیلی خوبی به خورشتتان داده اید و هم در کنار بعضی از رب انارهایی که زیاد خورشت را خوشرنگ نمی کنند می توانید رنگ قهوه ای خوشرنگی به خورشتتان بدهید کما اینکه شیرینی این شکلاتها می تواند در ملس کردن مزه ی این غذا تاثیر داشته باشد. نکته: به جای شکلاتهای بسته بندی شده می توانید از شکلاتهای تخته ای که در تمام لوازم قنادی یافت می شود استفاده نمایید.
  21. وب سایت آشپزباشی: خورش خلال کرمانشاه از مجموعه دستورغذایی های محلی است که ما، طرز تهیه آن را برای شما آماده کرده ایم. این خورش از غذاهای محبوب استان کرمانشاه است که آن را برای اکثر مراسم خود می پزند. این خورش شباهت بسیاری به خورش قیمه دارد، مثلا به جای سیب زمینی سرخ کرده از خلال بادام در آن استفاده می شود. خورشتان نباید خیلی آبدار باشد؛ در این صورت شعله گاز را زیاد کنید تا آب اضافه تبخیر شود. مواد لازم: روغن به میزان لازم پیاز ۱ عدد گوشت ۴۰۰ گرم رب گوجه فرنگی ۲ قاشق غذاخوری زردچوبه به میزان لازم خلال بادام ۲۰۰ گرم زعفران دم کرده ۲ قاشق غذاخوری چوب دارچین ۱ عدد لیمو عمانی ۴ عدد زرشک ۲ قاشق غذاخوری نمک به میزان لازم فلفل سیاه به میزان لازم گلاب ۴ قاشق غذاخوری طرز تهیه: 1-در ماهیتابه ای روی حرارت متوسط کمی روغن بریزید و پیاز را در آن تفت دهید تا نرم شود. 2-گوشت را به آن اضافه کنید و تا تغییر رنگ دهد، تفت دهید. رب گوجه فرنگی و کمی زردچوبه را اضافه کنید و کمی دیگر تفت دهید. 3- ۲ لیوان آب روی آن ها بریزید و برای ۶۰ دقیقه تا گوشت کاملا پخته و مغز پخت شود، بپزید. 4-خلال بادام، زعفران دم کرده، چوب دارچین و در صورت تمایل لیمو عمانی را اضافه کنید و برای۳۰ دقیقه بپزید تا خلال ها نرم شوند. 5- در نهایت زرشک را به خورش اضافه کنید، به آن نمک و فلفل بزنید. در صورت تمایل می توانید در این مرحله گلاب را هم اضافه کنید و اجازه دهید تا خورش جا بیفتد. 6- برای سرو چوب دارچین را از خورش خارج کنید، آن را در ظرف مورد نظر بریزید و با برنج میل کنید. نکاتی در مورد تهیه ی خورش خلال کرمانشاه: 1- پیاز را خلالی خرد کنید. 2- از گوشت گوسفندی استفاده کنید. آن را ریز خرد کنید. 3- اگر از خلال بادام تازه استفاده می کنید نیازی نیست که آن ها را خیس کنید، در غیر این صورت آن ها را برای ۱۵ دقیقه در آب خیس کنید و بعد برای خوش رنگ شدن برای حدود ۵ دقیقه در زعفران دم کرده خیس کنید. 4- زرشک را پاک کرده و بشویید. 5- استفاده از لیمو عمانی و گلاب در این دستور اختیاری است.
  22. وب سایت من آشپزم: در این مطلب یک دسر آلبالویی سه طبقه که مناسب پذیرایی از مهمان ها است را به شما آموزش داده ایم. این دسر خوشمزه را درست کنید و لذت ببرید. مواد لازم: پوره آلبالو یا پوره انگور ۲۵۰ گرم پودر ژلاتین ۲ قاشق سوپ خوری آب گرم ۲ قاشق سوپ خوری شکر ۳۰۰ گرم آب ۱۰۰ گرم تخم مرغ (سفیده) ۳ عدد ژلاتین۱ قاشق سوپ خوری خامه‏ ۲۰۰ گرم شیر ۱۰۰ گرم شکر ۷۵ گرم وانیل‏ ۱/۲ قاشق چای خوری آب سرد ۲ قاشق سوپ خوری طرز تهیه: 1- ابتدا ژلاتین را در آب گرم حل کرده، به آن پوره میوه اضافه کنید. در ظرفی دیگر شکر و آب را مخلوط کنید ، روی حرارت قرار دهید و زمانی که شکر ذوب شد آن را از روی حرارت بردارید. 2-حالا سفیده‌ها را با همزن بزنید. پس از یک دقیقه شکر ذوب شده را کم کم به صورت نخی به سفیده‌های زده شده اضافه کنید و همچنان هم بزنید تا مواد کاملا ترکیب شوند. سپس مخلوط پوره میوه - انگور یا آلبالو- و ژلاتین را اضافه کنید و فقط در حد مخلوط کردن هم بزنید. موس آماده شده را به مدت ۱ تا ۲ ساعت در یخچال قرار دهید. طرز تهیه پاناکوتا: 1-ژلاتین را در آب سرد بریزید و ۵ دقیقه زمان دهیدتا حل شود. سپس شیر، شکر و خامه را با هم مخلوط و روی حرارت قرار دهید. 2-زمانی که مایه به جوش آمد و شکر حل شد آن را از روی حرارت بردارید. پس از اینکه مایه کمی از حرارت افتاد ابتدا ژلاتین و بعد وانیل را به آن اضافه کرده، مخلوط کنید و به مدت ۱ ساعت در یخچال بگذارید. طرز تهیه موس چندطبقه: 1- ابتدا طبق دستور یکی از موس‌ها را با طعم دلخواه درست کنید، در قالب مورد نظر بریزید و بعد قالب را در یخچال قرار دهید. بعد از اینکه موس خودش را گرفت- بهتر است روی آن کمی چسبنده باشد- مایه پاناکوتا را که درست کرده‌اید روی آن بریزید و دوباره قالب را در یخچال قرار دهید. 2-وقتی مایه پاتاکوتا سفت شد موس آخر را روی آن بریزید و سپس قالب را در یخچال بگذارید. حالا پس از ۳ تا ۴ ساعت قالب را از یخچال درآورید و بنا به سلیقه خود روی آن را با خامه و میوه تزیین کنید.
  23. ماهنامه کیک و شیرینی - مریم کریمی: برانی فندق و پنیر یک دسر خوشمزه است که طرز تهیه آن را برایتان آورده ایم. مواد لازم: آرد: 100 گرم بیکینگ پودر: یک دوم قاشق چای خوری تخم مرغ: 3 عدد شکر: 150 گرم کره: 45 گرم شکلات تلخ: 180 گرم اسانس فندق: 1 قاشق چای خوری مواد لازم رویه پنیری فندقی: پنیر خامه ای: 190 گرم آرد: 2 قاشق سوپ خوری شکر: 50 گرم تخم مرغ: 2 عدد کره: 60 گرم وانیل: یک چهارم قاشق چای خوری فندق (خرد شده): 300 گرم شکلات تلخ و شیری (برای تزیین): به مقدار لازم طرز تهیه: 1. ابتدا قالب مستطیل لبه دار چرب کرده با کاغذ بپوشانید و تمام سطح کاغذ چرب کنید، فر را روی دمای 190 درجه تنظیم کنید. 2. شکلات و کره را باهم مخلوط کرده و با همزن خوب بزنید تا حجم پیدا کنند. اسانس را نیز اضافه کنید. مخلوط آرد و بیکینگ پودر را با مخلوط شکلات و کره به تناوب در سه مرحله به مواد تخم مرغی اضافه کنید و با لیسک یا همزن دستی خوب، به خورد مواد بدهید تا مواد یکدست شود. 3. دو سوم از مواد شکلاتی را داخل قالب ریخته و با پالت، تمام سطح قالب یکدست کنید. از مواد پنیری آماده روی تمام مواد شکلاتی را پر کرده و با پالت مواد پخش و یکدست کنید. یک سوم باقی مانده از مواد شکلاتی را روی مواد پنیری ریخته و با پالت تمام سطح قالب یکدست کنید. 4. فندق را روی تمام کار پاشیده و قالب را چند مرتبه روی کانتر، آرام بکوبید تا حباب و هوای اضافی خارج شود. در انتها داخل فر از پیش گرم شده به مدت 50 تا 60 دقیقه بپزید. 5. بعد از پخت کامل و خنک شدن، برش های 5×5 بزنید و تمام سطح ایرانی را با شکلات تلخ و شیری تزیین کنید. طرز تهیه مواد پنیری: 1. کره و پنیر و شکر با هم مخلوط کرده و خوب هم می زنیم تا مواد یکدست و کرمی شود. 2. تخم مرغ ها و وانیل را به مواد اضافه کرده و خوب هم می زنیم. آرد را نیز اضافه کرده و مخلوط حاصله را با لیسک به خورد هم می دهیم. مخلوط پنیری آماده است.
  24. وب‌سایت روزیاتو - فروغ بیداری: شکلات بسیار خوشمزه Twix را تقریبا همه می شناسیم و دست کم یک بار امتحان کرده ایم؛ شکلاتی با چند لایه از بیسکوئیت، کارامل و گاناش شکلات که طعمی عالی به آن بخشیده است. اگر دوست دارید خودتان در خانه این شکلات را در حجم بیشتر درست کرده و از مزه اش لذت ببرید، توصیه می کنیم دستور پخت زیر را یک بار امتحان کنید. مواد لازم: ۱ پیمانه شکر ۱ پیمانه خامه چرب نصف پیمانه شیر عسلی ۱ پیمانه شکلات شیرین خرد شده ۱ قاشق غذاخوری کره بیسکوئیت خرد شده طرز تهیه: 1. شکر را درون قابلمه روی حرارت ملایم هم بزنید تا زمانی که کاملا کاراملی شود. 2. خامه را افزوده و خوب هم بزنید. شیر عسلی را بیفزایید و ۱ دقیقه هم بزنید. سپس کنار بگذارید تا خنک شود. 3. شکلات را به همراه کره درون قابلمه ریخته و به روش بِن ماری (غیرمستقیم) ذوب کنید. سپس کنار بگذارید. 4. بیسکوئیت خرد شده را درون لیوان بریزید، یک لایه کارامل روی آن ها ریخته و سپس شکلات ذوب شده را اضافه کنید. 5. آن را به مدت ۳۰ دقیقه درون یخچال بگذارید تا خنک شود. سپس سرو نمایید.
  25. نمایش فعالیت های بیشتر